Devil's Advocate
وكيل مدافع شيطان
• كارگردان: تيلور هكفورد
• نويسنده: اندرو نيدرمن . جاناتان لمكين . توني گيلروي
• بازيگران: كيانو ريوز . آل پاچينو . چارليز ترون
• هزينه فيلم: 57,000,000 دلار
موضوع اصلي فيلم اين است كه اهريمن ميكوشد با استفاده از غرور افراد آنها را از دينداري دور كند.
داستان اين فيلم چندان تكراري نيست . هرچند در برخي زمينه ها افراط شده است.
مروري بر فيلم:
• در ابتداي فيلم شما وكيل جوان و باهوشي به نام كوين لومكس (ريوز) را ميبينيد كه تمامي مبارزات خود در دادگاه را مي برد
(7293)
• در ابتدا او از موكلش از شخصي در مقابل دختر بچه اي دفاع ميكند. او پي مي برد
كه موكلش گناه كاراست ولي بخاطر موقعيت شغلي اش (غرور) تصميم ميگيرد از او دفاع كند و در ادامه پيروز مي شود.
بعد از اين موفقيت او از نيويورك پيشنهادي از آقاي ميلتون(آل پاچينو) دريافت ميكند.
او مجذوب مزايا و پاداش اين كار مي شود.
• در ادامه او زمان بيشتري را براي كار و زمان كمتري براي همسرش(ترون) صرف مي كند.
در اين بين او به زن ديگري بنام كريستابلا علاقمند مي شود.
همسرش بعد از مدتي احساس تنهايي ميكند و با مراجعه به دكتر متوجه مي شود كه ديگر توانايي بچه دار شدن ندارد.
كوين بر سر دوراهي مي ماند كه از قاتل دفاع كند يا از همسر ضعيف خودش.
ميلتون به او پيشنهاد مي كند تا پيش همسرش بماند ولي او كار را ترجيه مي دهد.
كوين در ادامه بدليل نداشتن اعتماد به همسرش او را به يك موسسه رواني مي فرستد.
• پس از رخ دادن اتفاقاتي او مي فهمد ميلتون يك جنايتكار است و به پول شويي مشغول است.
او به سرعت نزد همسرش باز مي گردد اما او بعد از گفتن "دوستت دارم" به كوين خودكشي مي كند.
• او از مادرش مي شنود كه ميلتون پدر اوست. كوين در آپارتمان ميلتون با او ملاقات مي كند و مي فهمد كه او نه تنها پدر او بلكه شيطان است. ميلتون از طرح هاي خود مبني بر از بين بردن مسيحيت و مغلوب كردن خدا پرده بر ميدارد او از كوين ميخواهد تا از كريستابلا(آشكار ميشود او خواهر ناتني اوست) براي او يك بچه بياورد.
كوين كه اين شرايط را مي بيند نيشخندي مي زند و با تير سر خود را متلاشي ميكند
ميلتون خشمگين و آتشين ميشود و كريستابلا را هم ميكشد
• حال فيلم به جايي باز ميگردد كه او از موكل گناه كار خود دفاع مي كرد.
او نزد قاضي مي رود و از دفاع استعفا مي دهد. و خوشحال با همسرش از دادگاه خارج ميشود.
هنگام خروج خبرنگاري(شيطان كه تغيير شكل داده) از او براي تهيه گزارش دعوت مي كند تا او مشهور شود
شيطان نيشخند ميزند و ميگويد: "همانا غرور گناه مورد علاقه من است"
خلاصه سينماي ما از ساختن اين فيلمها عاجز است ، فقط موضوع فيلمهاي ما شده معاشقه و اين چرنديات، خوب انتظار هم نميره فيلمي مثل اين در ايران ساخته بشه اما تا حدي ميشه به اين فيلمها گرويد.
اين فيلم فقط گناهان را نشان ميدهد نه يك فيلمي كه با نگاه كردن آن روي برگردانيم ، همان گناهاني كه به سادگي از كنارشان ميگذريم. كوين لومكس بسياري از همان كارهايي را ميكند كه ما انجام ميدهيم!!