HapPy bIrThdAy DeAr MaHYaR
ایشالله تولد صد و بیست سالگی ت رو جشن بگیریم
حیف ک چلاغی و گر نه از اون شوخی های معروفمون برات گذاشته بودیم ...!
فعلا اینو بزن ذائقه ت عوض شه حال کنی ...!



صدای بال و پر جبرئیل می آید / شب است و ماه به آغوش ایل می آید
لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد / که ساقی از طرف سلسبیل می آید لباس خاطره را از حریر عشق بدوز / حلیمه! نزد تو فردی اصیل می آید نگاه آمنه از این به بعد می خندد / چرا که معجزه ای بی بدیل می آید
میلاد نبی اکرم بهانه خلقت، و قرآن ناطق امام صادق-ع
بر شما تبریک وتهنیت باد
تاریخ ساخت بنای آن به زمان فتحعلی شاه قاجار بر میگردد. این بنا نخستین زندان مدرن ایران است که در دوران رضا شاه در سال ۱۳۱۱ توسط مهندسان آلمانی تکمیل گردید و به عنوان نخستین زندان مدرن در ایران شروع به کار کرد. بعدها اولین زندان اختصاصی زنان در این محل تاسیس شد.
در دوران ستم شاهی این زندان از سوی سازمانها مختلل امنیتی و انتظامی خصوصا ساواک و کمیته مشترک ضدخرابکاری جهت بازداشت و شکنجه زندانیان سیاسی مورد استفاده قرار میگرفت.
آویزان کردن از سقف، دستبند قپانی، آویزان کردن صلیبی، شوک الکتریکی، آپولو، سوزاندن نقاط حساس بدن با فندک و شعله شمع، قفس هیتردار، صندلی هیتر دار، باتوم برقی، شلاق با کابل برقی از متداولترین شکنجههای ماموران شکنجه کمیته بودند.
جالب اینکه این زندان در وسط شهر است(میدان امام خمینی) اما هیچ صدایی از آن بیرون نمی آید چون دیوار و درهایش عایق بندی شده است.

عجیب اینجاست که هیچ نقطه سبزی در این عکس در کار نیست و در واقع نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند ...

دلم یه ذره شده تا بیام میون حرمت
اگر چه دورم از حرم به من رسیده کرمت
تو مهربونترینی و رأفت تو جهانهیه
هر کسی عاشق تو شد شیعۀ آسمانیه
تو که راه رسیدن ما به خدایی آقا جون
شکر خدا که ما شدیم امام رضایی آقا جون
کبوتر حرم منم دلدادۀ مشهدِتم
دلم به مهر تو طلاست که خشتی از گنبدتم
یک نگاهی کن به دلم ببین چقدر دوست دارم
به پای مهربونی ِ تو زندگیمو می گذارم
امام رضا ولم نکن که بی تو بیچاره می شم
بی تو پناهی ندارم مونده و آواره می شم
هزار و یک اسم خدا نهان به اسم تو رضاست
چرخ گردون را عجب غوغا و شوری در سر است
یا که گیتی را فنا گردیده وقت محشر است
بر چه می ریزد سرشک تلخ از مژگان فلک
عالمی را رخت ماتم نوحه گر بر پیکر است
ارض هستی یکسره گردیده بی صبر و سکون
خون چکان عرش و فلک در ماتم پیغمبر است
فاطمه دخت نبی می سوزد از هجر پدر
خلقت هستی پریشان از نوای کوثر است
یک طرف نالان حسن سویی حسین و زینبین
سوی دیگر دل غمین بهر برادر حیدر است
ناگهان آمد سروشی غم مخور زهرای من
نگذرد چندی پدر واصل به وصل دختر است
مهر تابان هدایت گشته خاموش عاقبت
مرتضی دیگر غریب و بی کس و بی یاور است
آب غسل تو نخشکیده هنوز ای نور حق
دخترت پهلو شکسته بین دیوار و در است
بعد تو از آتش بدعتت سرایت سوختند
غنچه نارسته ای از ظلم کینه پرپر است
خیز از جا یا رسول الله بنگر بی معین
ریسمان بر گردن فتاح و میر خیبر است
یا رسول الله چنان سیلی به زهرایت زدند
کز شرارش تا ابد نیلی عذار دخت راست
یا رسول الله زجا برخیز و زهرا را ببین
آنکه را خواندی ابیها را گرامی مادر است
یا رسوالله علی شد بعد تو خانه نشین

*** شهر مدینه از غم ماتم سراست امشب ***
در ماتم پیمبر دل غمسراست امشب