هلندیها و طرح مفهومی بزرگراه هوشمند: برنامهریزی برای اجرای نمونه اولیه در سال 2013
آلمانی ها از قدیم در صنایع اتومبیل سازی و جاده سازی جزو برترینها -اگر نگوییم برترین- بودهاند، اما حالا هلندهای هستند که خبر اجرای طرح بزرگراه هوشمند (واقعاً هوشمند!) توسط آنها، به گوش میرسد.
آشنایی با جزئیات طرح، از تیتر خبر هم جذابتر است. هر چند با اجرای وسیع بزرگراههای هوشمند در دنیای واقعی فاصله داریم ولی Studio Roosegaarde که یک شرکت طراحی در هلند است و Heijmans که فراهم کننده زیر ساختهای حمل و نقل به شمار میرود، به عنوان مجریان طرح نسبت به معرفی و اجرای چیزی مؤثر و پیشرُو خوش بین هستند.
در ادامه مطلب با ما همراه باشید تا 5 تکنولوژی جالبی را که در طرح بزرگراه هوشمند گنجانیده شده، برای شما معرفی کنیم.
بزرگراه هوشمند، جادهای خواهد بود شامل مجموعهای از تکنولوژیهای تعاملی که به طور خودکار، خود را با وضعیتهای مختلف ترافیک جادهای تطبیق میدهند و دادههای مفیدی را در اختیار ماشین سوارها در این مسیر قرار میدهند.
مجریان طرح نه تنها آن را یک محصول، بلکه آزمایشگاهی برای تست تکنولوژیهای جدید میبینند. بزرگراه هوشمند با استفاده از مجموعهای از سنسورها و دستگاههای ذخیره کننده و انتقال دهنده انرژی، نه تنها تعاملی خواهد بود بلکه میتواند برق خود و وسایل نقلیه عبوری را هم تأمین کند.
اما 5 تکنولوژی که انتظار میرود در بزرگراه هوشمند به کار گرفته شوند، عبارت هستند از موارد زیر:
1. نمادهای تعاملی
Dynamic Paint یک فناوری حساس به دما است. در شرایط جادهایِ عادی، طرحهای کف جاده ناپیدا هستند ولی هنگامی که دما به میزانی افت کند که خطراتی مانند یخ بستن سطح جاده بروز کند، طرحهای روی جاده قابل مشاهده میشوند و نمادهای مختلف، به راننده هشدارهای لازم را میدهند.
2. روشنایی سطح جاده در شب
با این تکنولوژی دیگر نیازی به چشم باریک کردن برای حدس زدن مسیر جادهٔ پیش روی خود ندارید؛ خطوط راهنمای کنار و وسط مسیر در طول روز به جذب نور میپردازند و در طول شب، 10 ساعت درخشان باقی خواهند ماند. به این صورت نیاز کمتری هم به نصب چراغهای روشنایی در کنار جادهها خواهد بود.
3. نورهای تعاملی
یک راه دیگر برای کاهش نیاز به نصب چراغ در طول مسیر، تکنولوژی «نورهای تعاملی» است. با نصب سنسورهای ویژه در کنار مسیر، جاده به طور هوشمند آمدن ماشینها را تشخیص میدهد. با رسیدن خودرو، چراغهای کنار جاده را در فاصلهای جلوتر روشن کرده و میزان نوردهی آنها را با نزدیک شدن ماشین افزایش میدهد. پس از عبور آن هم به آرامی از شدت نور میکاهد تا خاموش شوند. به این شکل، چراغها -به خصوص در مسیرهای خلوتتر- تنها زمانی روشن خواهند شد که واقعاً اتومبیلی در جاده هست.
4. چراغهای بادی
این تکنولوژی یک گام به جلو است. ژنراتورهای کوچک چرخنده در کنار جاده نصب میشوند و همزمان، از جا به جایی هوای ایجاد شده به واسطه عبور خودروها برق تولید میکنند تا چراغهای جلوی مسیر روشن شوند.
5. خط ویژه شارژ القایی
در طرح بزرگراه هوشمند، یک مسیر ویژه برای شارژ القایی نیز برای اتومبیلهای الکتریکی تعبیه شده. کویلهای شارژ القایی در زیر جاده جاسازی شدهاند تا همزمان با عبور اتومبیل، باتریهای آن را شارژ کنند.
طرح بزرگراه هوشمند برنده عنوان بهترین طراحی مفهومی برای آینده از جایزه طراحی هلند در سال 2012 شده و اجزا مختلف آن هم در هفته طراحی هلند به نمایش در آمدهاند. انتظار میرود که در سال 2013 نمونه اولیه آن نیز در یک مسیر اجرا شود.
نام های عجیب ایرانی
با این حساب، شاید استفاده از عنوان اسامی عجیب و غریب عنوان درستی نباشد، زیرا نامی که مثلا برای یک شهروند اصفهانی عجیب و غریب است، احتمال دارد در استانی دیگر شناخته شده و پرکاربرد باشد. به همین دلیل در این گزارش تلاش شده است فهرستی از نامهایی آورده شود که برای اغلب اقوام ایرانی، عجیب و بهتآور به شمار میآید.
از پتو و پشه تا زردآلو و کلاغ
مطابق تحقیقات مرکز آمار ایران، نامهای عجیب ایرانی، ریشه در نام مکانهای جغرافیایی، حیوانات، گیاهان یا مشتقاتی از صفات مختلف است. مثلا اسامیای مثل «آمریکا»، «اروپا»، «همدان»، «بغداد»، «بندرعباس»، «بوشهر»و «اهواز »از جمله اسامی عجیب مردان ایرانی است که از نام مکانهای جغرافیایی مشتق شده است.
همچنین برخی اسامی مردانه هم است که از نام زمانهای مختلف گرفته شده؛ نامهایی چون «امروز» ، «تیر ماه» ، «روزعلی»، «اذان وقت» و نام زنانه «شب چراغ» از جمله این اسامی حیرتانگیز است.
نامهایی مثل« پشه»، «تیله گرگ»، «ساس»و «کلاغ »هم از جمله نامهای مردانهای است که از نام حیوانات مختلف گرفته شده است. «زردآلو»، «فلفل»، «گیلاس»، «نخود» و «تریاک»هم در زمره نامهای نامانوسی است که ریشه معنایی آنها از نام نباتات و خوردنیها گرفته شده است.
نامهای دیگری همچون «قیمتی»، «فقیر»، «فتنه»، «قاچاق»، «سوخته»، «آرشیو»، «آسیب»، «اجباری»، «اخی»، «اشتر»، «اهریمن»، «بیابانی»، «فضا»، «فراری»، «کابوس»، «بهداشت»، «علاقه»، «غم»، «غارت» و «لذت» فقط تنها گوشهای از 7 هزار و 459 نام نامانوسی است که صاحبان این اسامی عجیب و غریب میتوانند با مراجعه به مراکز ثبت احوال در شهرشان، بدون هیچ مانعی نسبت به تغییر نامشان اقدام کنند
پسر ایرانی؛ کوچکترین نابغه جهان
شروین از 10 ماهگی شروع به سخن گفتن کرد و می تواند نام اعضای بدن و ستارگان منظومه شمسی را نام ببرد.
انجمن منسا مشهورترین وقدیمی ترین انجمن تیزهوشان است که مقر آن در لندن می باشد ودر 80 کشور جهان شعبه داشته ،بیش از 100 هزار تن عضو دارد.
طولانی ترین عکس
سیمون هوگزبرگ، عکاس دانمارکی، مدت بسیاری را برای ساختن طولانی ترین عکس دنیاصرف کرده و نتیجه عکسی شده به طول ۱۰۰ متر و عرض ۷۸ سانتیمتر،
عکس با عنوان : "همگی خواهیم مرد، ۱۰۰ متر از بودن"
حکایت ساده اما زیبایی از حالتهای روزانه افراد یک شهر در حال گذر از یک نقطه معین در شهر است. ۱۷۸ نفر در این عکس حضور دارند، تمام شات ها در یک دوره ۲۰ روزه گرفته شده است،در یک نقطه ثابت از پل راه آهن قسمتی از شهر برلین در تابستان ۲۰۰۷/ تنها تعدادکمی از افراد حاضر در عکس متوجه حضور عکاس بودند.
با حرکت موس روی قسمت های مختلف صفحه میتونید قسمتهای مختلف عکسو ببینید .
بود. همیشه اذیت می کرد. مامانش بهش گفت آیا حقته که این دوچرخه رو برات
بگیریم واسه تولدت؟
بابی گفت، آره. مامانش بهش گفت، برو تو اتاق خودت و یه نامه برای خدا
بنویس و ازش بخواه به خاطر کارای خوبی که انجام دادی بهت یه دوچرخه بده
نامه شماره یک
سلام خدای عزیز
اسم من بابی هست. من یک پسر خیلی خوبی بودم و حالا ازت می خوام که یه
دوچرخه بهم بدی.
دوستار تو
بابی
بابی کمی فکر کرد و دید که این نامه چون دروغه کارساز نیست و دوچرخه ای
گیرش نمی یاد. برا همین نامه رو پاره کرد.
نامه شماره دو
سلام خدا
اسم من بابیه و من همیشه سعی کردم که پسر خوبی باشم. لطفاً واسه تولدم یه
دوچرخه بهم بده..
بابی
اما بابی یه کمی فکر کرد و دید که این نامه هم جواب نمی ده واسه همین پارش کرد.
نامه شماره سه
سلام خدا
اسم من بابی هست. درسته که من بچه خوبی نبودم ولی اگه واسه تولدم یه
دوچرخه بهم بدی قول می دم که بچه خوبی باشم.
بابی
بابی کمی فکر کرد و با خودش گفت که شاید این نامه هم جواب نده. واسه همین
پارش کرد. تو فکر فرو رفت.. رفت به مامانش گفت که می خوام برم کلیسا.
مامانش دید که کلکش کار ساز بوده، بهش گفت خوب برو ولی قبل از شام خونه
باش.
بابی رفت کلیسا. یکمی نشست وقتی دید هیچ کسی اونجا نیست، پرید و مجسمه
مادر مقدس رو کش رفت ( دزديد ) و از کلیسا فرار کرد.
بعدش مستقیم رفت تو اتاقش و نامه جدیدش رو نوشت.
نامه شماره چهار
سلام خدا
مامانت پیش منه. اگه می خواییش واسه تولدم یه دوچرخه بهم بده.....















