وقتی یه دختر به خاطر یه پسر اشک میریزه ....
يعني واقعن عاشقشه ،
اما ....
وقتی یه پسر به خاطر یه دختر اشک بریزه ؛
یعنی هیچ وقت دیگه نمیتونه دختر دیگه ای رو مثل اون دوست داشته باشه ...!
پســـر
پســـرم!
پسر ِخوبم
میدونم که تو هم یه روزی عاشق میشی. میای وایمیستی جلوی من و بابات و از دخترکی میگی که دوسش داری!
... این لحظه اصلا عجیب نیست و تو ناگزیری از عشق....!که تو حاصل عشقی
پســ ـرم...
مامانت برای تو حرف هایی داره
حرف هایی که به درد روزهای عاشقیت میخوره...
عزیزدلم!
یک وقتهایی زن ِ رابطه بی حوصله و اخموست.روزهایی میرسه که بهونه میگیره. بدقلقی میکنه و حتی اسمتو صدا میکنه و تو به جای جانم همیشگی میگی: "بله!" و اون میزنه زیر گریه....
زن ها موجودات عجیبی هستند پسرم...
موجوداتی که میتونی با محبتت آرومشون کنی و یا با بی توجهیت از پا درش بیاری...باید برای اینجور وقتها آماده باشی.بلد باشی. باید یاد بگیری که نازش را بکشی...
عزیزم. پسر مغرور و دوست داشتنی من!!!ناز کشیدن شاید کار مسخره ای به نظر برسه اما باید یاد بگیری....
زن ها به طرز عجیبی محتاج لحظه هایی هستن که نازشون خریدار داره...
میدونی؟
این ویژگی زنه، گاهی غصه ها مجبورش میکنن به گریه...! خیلی پاپی دلیل گریه ش نشو...همیشه نیازی نیست دنبال دلیل و چرا باشی تا بخوای راه حل نشونش بدی....
گاهی فقط باید بشنویش. بذاری توی بغلت گریه کنه و بعد فقط دستش را بگیری و ببریش بیرون یه هدیه ی کوچولو براش بگیری و بگی که چقدرخوشگله!. ازش تعریف کنی و باهاش حرف بزنی ...یاد بگیر که با مردونگیت غصه هاشو آب کن نه که از غصه آبش کنی......
اگر هم که پای فاصله درمیونه کافی هست نازش کنی .. بهش زنگ بزنی باهاش حرف بزنی... اگر بازم گریه کرد و آروم نشد دلسرد نشو .باز هم صداش کن!!!عاشقانه صداش کن، حتی اگه واقعا خسته ای!!!!
بهت قول میدم درست اون لحظه ای که داری فکر میکنی این صدا کردنا ...فایده ای نداره و نمیخواد حرف بزنه و میخواد تنها باشه. برمیگرده طرفت و توی آغوشت خودشو رها میکنه و...
زن ها هیچ وقت این لحظه ها که پاش وایسادی رو فراموش نمیکنن و همه انرژی که براش گذاشتی رو بهت برمیگردونن...
پسرم!!!! این روزها که مینویسم هنوز دخترکی هستم پر از آرزو ،دخترکی که روزی زن میشود. مادر میشود.
مادر تو
...
خداحافظی گابریل گارسیا مارکز
بچه ها من پارسال و از وقتی اینو خوندم زندگیم رو عوض کردم :) پیشنهاد میدم بخونیدش. بخونید و بهش عمل کنید
زندگی سخته؟
بهش فک کردی؟
خب شاید دلیلش این باشه.. بعضیا گذشته رو بهتر از اون چیزی که بوده به یاد میارن ، حال رو بدتر از اونچیزی که هست میبینن ، و آینده رو حل نشدنی تر از اون چیزی میبینن که قراره باشه..
مقدمه کتاب ضیافت افلاطون

در مقدمه کتاب ضیافت افلاطون که در زمان رییس جمهوری خاتمی به چاپ رسیده بود متنی وجود داشت که در چاپهای بعدی از روی این کتاب حذف شد. پاراگرافی از این مقدمه را در اینجا قرار می دهم:
" در جوامع استبدادی همیشه زن و مرد از هم جدا می شوند تا مرد ها
و زن ها چیزی که بینشان جریان داشته باشد، شهوت بیمار گونه ناشی از توهم
شناخت از هم باشد، تا هیچ زنی و مردی زیبایی و زشتی واقعی را نتواند تشخیص
بدهد و زن ها و مرد ها در انتخاب هم به اندازه شهوت برانگیز بودن توجه
داشته باشند و بس ، نه چیز دیگری ..چرا؟؟
چون اگر در جامعه روابط زن و
مرد آزاد باشد آن دیوار شهوت فرو می ریزد و زن ها و مرد ها زیبایی و زشتی
واقعی را تشخیص می دهند و خانواده هایی که تشکیل می دهند بر دوست داشتن
انسانی بنا می کنند و فرزندان سالم تربیت می کنند که تاب استبداد را ندارد و
به عبارتی استبداد با وجود آنها بیگانه است، چرا که آزاد پرورش می یابند "
بخشي از كتاب بابا لنگ

از عیسی تا یهودا
میبایست ...
Almost Wrong
يادش بخير
چه زود گذشت آن زمانی
که بزرگترین تصمیم زندگی ما وتو کوچه
!دو یا سه لایه کردن توپ پلاستیکی جدید بود
یادش بخیر وقتی که پرتقال ها هسته داشت
تف میکردیم هسته ها رو تو هوا
صاف میخوردن تو سرمون
میخندیدیم از ته قلب
بیخیال از فردا
کی خبر از دل خسته داشت
یادش بخیر وقتی که آب تو بطری پلاستیکی نبود
ازتوی شلنگ گوشه حیاط در میومد
گاهی سرد بود و بیشتر وقتها گرم
یه پارچ پلاستیکی قرمز بود
می گذاشتیمش سر سفره شام
یادش بخیر وقتی که فصل گوجه فرنگی و خیار فقط تابستون بود
کی می دونست مکزیک و شیلی کجاست یا این لبنان و ...
میوه و سبزی فقط از میدون باغات
کی خبر ازغذای یخ زده ی تو بسته داشت
خورشت خوب،قورمه سبزی مامان بود تو آشپز خونه
یادش بخیر وقتی که دوستی و محبت از ته دل بود
با هم از مدرسه دست بدست می اومدیم خونه
برگهای خشک زیر درخت ها رو له می کردیم
چه ناله ای می کردن از سرخوشی این برگها
آلو و گوجه سبز می کندیم از درخت باغ سر کوچه
کجا نگران پول بودیم
کی غم و غصه ی چک و سفته داشت...

جایزه بزرگ با شرط خاص
یکی اینکه همه پول رو باید تا شب خرج کنی، وگرنه هر چی اضافه بیاد ازت پس می گیرند. نمی تونی تقلب کنی و یا اضافهٔ پول رو به حساب دیگه ای منتقل کنی. هر روز صبح بانک برات یک حساب جدید با همون موجودی باز می کنه.
شرط بعدی اینه که بانک می تونه هر وقت بخواد بدون اطلاع قبلی حسابو ببنده و بگه جایزه تموم شد.
او زمان زیادی برای پاسخ به این سوال نیاز نداشت و سریعا ...
قبل از اینکه بری تو ادامه بگو تو چه میکردی با این جایزه؟؟؟؟
لقمان میگوید ...
امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری!
دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی!
و سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی!
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم
چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری
هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد.
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی
در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است.
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای گیری
آن گاه بهترین خانه های جهان مال توست ...
نوشته ی خداحافظی گابریل گارسیا مارکز - بسیار زیباست
" دیالوگی بین ما و کودک فروشنده در نمایشگاه "
نمی دونما ولی خیلی تاثیر گذار بود که از دیروز اینو همه جا Share کردم ...!

