-▪● بادوم تلخ ●▪–
جايي براي با هم بودن...
کلاغها..
زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه , گوشت بدن خودشو میکند
و میداد به جوجه هاش میخوردند, زمستان تمام شد و کلاغ مرد!
اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:
آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری!
این است واقعیت تلخ روزگار ما..!
+
نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۳/۰۵ ساعت 22 توسط وحيد |
اينجا شخصي نيست
جایی برای با هم بودنه
متعلق به همه نويسندگانه
خانه
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
تیر ۱۳۹۲
اسفند ۱۳۹۱
بهمن ۱۳۹۱
آذر ۱۳۹۱
آبان ۱۳۹۱
مهر ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
مرداد ۱۳۹۱
تیر ۱۳۹۱
خرداد ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
فروردین ۱۳۹۱
اسفند ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۹۰
دی ۱۳۹۰
آذر ۱۳۹۰
آبان ۱۳۹۰
مهر ۱۳۹۰
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
اردیبهشت ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
آرشیو موضوعی
ورزش
موزيك
متفرقه
شخصي
طنز آگين
عشقولانه
صندلي داغ
فيلم و سريال
بازي و نرم افزار
مذهبي و عرفاني
پند و اندرز يا داستان
سياسي ، اجتماعي
نوشته هاي مربوط به بادوم تلخ
نویسندگان
وحيد
محمد
مرضيه
امیر
حاج محسن
زهرا
سعيد
سمير
مهيار
پیوندها
Seviyorum Seni
دوستانه
»Kelly Clarkson FanClub«
بچه هاي كامپيوتري 88
پرانتز باز
آبی مثل آسمان
BLOGFA.COM