این نقد را به جدایی نادر از سیمین اختصاص داده ام و نقد بعدی را بر اخراجی ها ۳ که نظرم در مورد هر دو فیلم منفی است . دومی به وقتش ولی در مورد این فیلم اخیر اصغر فرهادی حرفها بسیار دارم . آن قسمت از سخنانم که موقر و فرهنگی تر است را به زبان می آورم و بقیه را درون خودم می ریزم تا خروشم فروکش کند .

 

اصطلاح جدیدی که در نقدهایم به کار می برم عنوان عقب گرد است . وقتی شما با توقعی بالا آمده وارد سالن سینما می شوید تا کار بهتری از کارگردان محبوبتان را ببینید وقتی کمتر از آن را ببینید می گویید اثر اخیر نسبت به کار قبلی عقب گرد محسوب می شود . جدایی نادر از سیمین در نگاه اول که احساسی است هیچ تغییر در روحیه شما ایجاد نمی کند . منی که در اولین اکران درباره الی در جشنواره فیلم فجر۱۳۸۷ توام با شخصیت ها غرق در معما و اضطراب و تنش و هیجان و استرس شده بودم در اینجا نمی شوم . قرار نیست توقع بیجا داشته باشم . هر کاری نقص دارد و خالق اثر هم انسان است و به تبعیت از انسان بودنش جائز الخطا و پر از نقص است و نمی شود که خروجی اش همیشه کامل و شاهکار باشد . ولی از این شاکی ام که این کار ضعیف تر به صورت مشکوکی توجه بیشتر نسبت به اثر قبلی را شاهد بوده است . یک خرس نقره اثر قبلی به دو خرس نقره و یک خرس طلا تبدیل شد . جوایز اندک فجر قبلی به جوایز متعدد فجر فعلی تبدیل شد و به دلایل نامعلومی هم از جانب برخی منتقدان تبلیغ می شود و چند مورد مشکوک دیگر .

جدایی نادر از سیمین با اینکه در ایران ساخته شده هیچ سنخیتی با ایران و ایرانی ندارد . صد رحمت به عباس کیارستمی که فیلمهایی با هویت غربی می سازد و همه چیزش هم غربی است . شاید بتوان گفت درباره الی یک اتفاق بوده است.

تمام ایده‌های امتحان پس داده دو کار قبلی فرهادی در این فیلم تکرار شده است ولی به اصطلاح در نیامده است . سوای اینکه فیلمی با فرمولهای قبلا دیده شده می بینیم . مضمون تلخ تر و روشنفکرانه تر و سردتر از سایر آثار هم فیلم را اعصاب خرد کن می کند .

شخصیت ها همه بدبخت اند . سیاه نمایی هم حدی دارد . آدم آن هم از نوع هنرمند اینقدر نا امید ؟

خانواده همان کشور است . این درس اجتماعی دوران دبیرستان است . اولین گروه انسانی خانواده است که افرادش پس از ورود به اجتماع کشور را تشکیل می دهند . فیلمهای خانوادگی همیشه سیاسی ترین فیلمهای تاریخ بوده اند .

 

ما هم از دروغ گویی و خیانت و بی صداقتی و بی عدالتی و سطحی گرایی برخی ناراحتیم و شکوه داریم . ولی این افراد برخی اند و نه همه ایران . در این فیلم همه خصال شیطانی دارند و روزنه امیدی یافت نمی شود . وقتی این فیلم را دیدم یاد هوش مصنوعی اسپیلبرگ افتادم که در آن دنیا را آب فرا گرفته بود و هیچ امیدی به انسانیت نبود و انسان با طراحی روبات های هوشمند ، نسل بعدی خودش را به وجود می آورد . آنقدر دنیا سیاه بود که انسان از خودش نا امید بود . صد رحمت به دیوید آن فیلم که متوجه شد مادری هست و برای رسیدن به او هزینه های گزاف پرداخت کرد . دختر بچه فیلم فرهادی نمی داند به کدام یک از والدین تعلق دارد .

 

مادر همیشه نماد مام میهن بوده و پدر قانون . مادر احساس بوده و پدر عقل . اگر با این دیدگاه بنگرید فیلم تلخ تر حس می شود .

 

قانون می خواهد از مام میهن جدا شود . جدایی موجبات بی هویتی نسل بعد می شود . نسلی معلق . قانون ( پدر) پدری آلزایمر گرفته دارد که همان علیل بودن نسل قبل القا می شود .

 

از سوی دیگر فیلم جدایی …. مربوط به کدام قشر است ؟ مربوط به کدام کشور است ؟ حامی این فیلم کدام قشرند ؟

جدایی نادر از سیمین تصویر گر یک خانواده خیالی است و به آنالیز این خانواده خود ساخته می پردازد . کمی هم در راستای همان تکنیک اپوزیسیون است که از سال ۱۳۸۴ همه را دروغگو و بداخلاق می بینند . در حالی که منشاء همه بداخلاقی ها خودشان هستند . در نقد درباره الی نوشته بودم که اصغر فرهادی چند خانواده ای را به تصویر کشیده که در خرداد ۱۳۸۸ حتما موج سبزی خواهند بود (زمان ساخت فیلم موج سبزی در کار نبود) . کدام قشر همه چیزش سطحی است ؟ به همه چیز بدبین است ؟ دنیا را با حکومت روشنفکرین می خواهد ؟

درباره الی چنین آدمهایی را نمایش داد . عشقشان هم سطحی است و قرار است سه روزه به هم برسند . الکی خوش می شوند و به یکباره خوشیشان فرو می ریزد . چنین آدمهایی که برای سه روز خوشی ویلای متروکه را ترجیح می دهند معلوم است که برای چند صباحی خوشی سطحی در کشور آن را با همه امنیتش تقدیم بیگانه خواهند کرد .

 

آدمهای جدایی شاکی از چه چیزی هستند ؟ چرا مملکت ما برای تربیت نسل بعدی مناسب نیست ؟ چطور می شود بعد از ۳۲ سال انقلاب فرهنگی ، نماد سینمای ایران ما کسی می شود که دروغ ترین فیلمنامه روزگار را می خواست به تصویر بکشد . این همه شعار داخل و بیرون فیلم فوق و امثال فیلم فوق هست و بعد می گویند شعار فقط برای حکومت است ( اگر اصغر فرهادی خود را هم جناح جعفر پناهی معرفی نمی کرد آیا جایزه برلین را می گرفت ؟ ). از دیدگاه روشنفکرین دقیقا بعد از انقلاب ایران ویران شده و جای زندگی نیست . این چه آرمانی است که ۳۲ سال است دنبال می شود .

 

اصلا فیلم سینما نیست . تایید فیلمی از جانب منتقدین جو گرفته بی سواد که حقیقت ماجرا نیست . چطور می شود که فیلمی کاملا سینمایی با نام راه آبی ابریشم مورد توجه قرار نمی گیرد ولی فیلمهایی مثل جدایی نادر از سیمین سینما شمرده می شود .

 

چه کار هنرمندانه ای در فیلم صورت گرفته ؟ فیلمبرداری محیرالعقول ؟ آهنگسازی ؟ طراحی صحنه ؟

 

جدایی نادر از سیمین در بهترین حالت فیلم خوبی است . ولی مسلما سینما نیست . خلاف صحبت بنده را ثابت کنید .

 

مباحث مذهبی تحمیل شده بر فیلم مشکل دیگر فیلم است . فیلم جدایی نادر از سیمین با رعایت ظاهری یک سری فروعات مذهبی دل ابوموسی اشعری ها را خوش می کند . از طرف برخی منتقدین مثلا اصولگرا ، این فیلم یک اثر مذهبی شمرده می شود . واقعا بر بصیرت این منتقدین مدعی افسوس می خورم. نظر منتقدین مثلا اصولگرا در خیلی از موارد با نظر روشنفکرین یکی می شود . دقیقا این دوقشر علیه پایان نامه هم ایستادند . مدتها است که به یکی از دوستان می گویم دو جریان افراطی دو جناح در عرصه فرهنگ فرقی با هم ندارند . هر دو منحرفند .

مذهبی که اصغر فرهادی به تصویر کشیده است یک مذهب سطحی و پوسته ای است . از همان مذهب هایی که از قرآن فقط خواندن عربی اش را می داند و در بهترین حالت برای قسم خوردن از آن بهره جویی می کند . انقلاب ما مذهبش این است ؟ اگر بی توجهی هایی به دین می شود به خاطر این است که مدعیانش چنین مذهبی هایی بوده اند . اسلام به صورت فرقه ای در حد بودا به تصویر کشیده شده است که فقط دستور داده دروغ نگویید ولی کسی عمل نمی کند .

فرق اسلام با ادیان دیگر این است که راهکار عملی برای دروغ نگفتن ارائه می دهد . به هیچ وجه فقط نگفته دروغ نگویید . چون انسان با جبر به راه راست هدایت نمی شود . اسلام یک روش زندگی است که باید در زندگی بشر جاری شود . اگر جاری شود دروغ گویی و … از بین می رود . این فیلمها در لایه های بعدی خود کشوری پر از دروغ نشان می دهند که بگویند کشورمان اسلامی نیست .

مسلمان واقعی ذاتا دروغ نمی گوید . دروغ نگفتنش از ترس نیست . برای هر چیزی قسم نمی خورد . دائما مسئله شرعی نمی پرسد . مسلمان واقعی درونش تبلور نور است و فطرت پاکی دارد . تاثیر نمی پذیرد . بلکه تاثیر می گذارد .

فیلم جدایی یک کار غیر مسئولانه فرهنگی است . یک تخریبگر فرهنگی که همه را به هم بدبین می کند . بد آموزی دارد . راهکار ارائه نمی دهد .

سینما دروغ نیست . درغ بودن سینما شعار شیاطین است . سینما هنر راستگویی است . هنر افشاگری است . هنر حقیقت گویی است . هنر متعالی است . هنر امیدوار کردن است . جدایی نادر از سیمین هیچ کدام از اینها نیست .