پنج وارونه...
پنج وارونه چه معنی دارد؟
خواهر کوچکم از من پرسید
من به او خندیدم
کمی آزرده و حیرت زده گفت
روی دیوار و درختان دیدم
باز هم خندیدم
گفت دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه پنج وارونه به مینو می داد
آن قدر خنده برم داشت که طفلک ترسید
بغلش کردم
و
بوسیدم و با خود گفتم
بعد ها وقتی باریدن بی وقفه ی درد
سقف کوتاه دلت را خم کرد
بی گمان می فهمی پنج وارونه چه معنی دارد
رفت و سیبی آورد
نصف کردیم
دمی خیره بر آن نیمه به نجوا می گفت
نکند یعنی... یعنی... همین نیمه ی سیب
تن آن نیمه تب خواهش بود
گاز زد
خنده ی لب های خدا را چیدم
خیره بر نیمه ی گندیده ی خود خندیدم
از علی بداغی
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۱۷ ساعت 20 توسط وحيد
|